|
گاهی با تو بودن اینقدر سخت هست که بی تو بودن رو انتخاب میکنم نمیدونم از گرمای تابستان هست یا چیزه دیگه ایی که دیگه گرماتو حس نمیکنم...
ساعت 1:00 خنده های الکی... دنبال کردن اولین مگس سال گاو... خر و پف کردن های ساعت 4:00 نسیم صبح صدای اذان... روزهای خوبی بودن.. از دوستی های الان فقط میتونم1حسی داشته باشم اونم اینه که هر کسی جلو میاد شیشه ی خوشبختیو میگیره دستشو باهاش والیبال بازی میکنه.... این شده کابوس هر روز من...
آدم بعضی وقتها کسی رو تو زندگیش لازم داره ولی وقتی اون شخص رو میخواد یه ترسی همراه با اون خواستن تو وجودش پیدا میشه که با عث میشه حتی سالیان سال دنبال اون خواستت نری.من از اون دسته از آدما هستم... نیاز به عوض شدن دو نیمه شدن دارم ولی نیمه ای از جنس خود من همین حس برام دلهره و تنهایی میاره... |
اتفاق هایی تو زندگی پیش میاد که باعث میشه آدم بمونه یا بره من یکی از همون اتفاق ها هستم.چه خوب چه بد
HomeProfile
خرداد ۸۸اردیبهشت ۸۸
sh.z
ویولتجایی برای بودن هم سطر هم خیال یک فنجان شعر داغ آخرین یواشکی های من سالهای بلند من بی تو نابینای ِ توام ! نزدیک تر بیـا
کاربران آنلاین: بازديدها : |